مطالب ویژه
خانه / مقالات / چرا کرد و اهل سنت انتظار سهیم شدن در دولت  دوازدهم و معاونت های آن را دارند؟

چرا کرد و اهل سنت انتظار سهیم شدن در دولت  دوازدهم و معاونت های آن را دارند؟

 

 

 

 

انتخابات بارزترین نماد دمکراسی در هر حکومت است. براساس اهداف و شعارهای مطرح شده در زمان انتخابات مردم از میان نامزدهای موجود فرد یا افراد مورد نظر خود را انتخاب می کنند و توقع دارند فرد/افراد منتخب در صورت برنده شدن به شعارهای خود جامه عمل بپوشانند. در انتخابات ریاست جمهوری در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ بر اساس آمارهای منتشر شده اکثریت جامعه اهل سنت و از جمله کردهای اهل سنت به آقای دکتر حسن روحانی رای داده اند و انتظار دارند رئیس جمهور منتخب نیز به شعارهای زمان انتخابات خود عمل نماید و این جمعیت چند میلیون نفری را در کابینه و دولت خود سهیم نماید. جامعه اهل سنت به عام و کرد اهل سنت بطور خاص انتظار دارند در دهه چهارم پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مدیریت اجرایی کشور در سطح وزیر و معاونت های دولت و همچنین به عنوان استاندار سهیم باشند تا احساس نشود شهروند درجه دوم هستند و از حقوق برابر با سایر شهروندان ایرانی برخوردار نیستند.

اما این مهم تا کنون سابقه نداشته است و در دولت های گذشته وزیر کرد اهل سنت یا اهل سنت به طور عام وجود نداشته است که در چرایی آن استدلال های مختلفی صورت گرفته است از جمله اینکه نباید میان قومیت های مختلف حساسیت ایجاد شود و این تصور بوجود آید که اقوام در ایران از حق برابر برخوردار نیستند. دیگر اینکه افراد توانمند برای  پست های کلیدی ممکن است در میان یک قومیت یا جمعیت خاص وجود نداشته باشد! یک استدلال هم این بوده است که ملاحظات مذهبی اجازه نمی دهد در کشوری که اکثریت آن اهل تشیع می باشد وزراء یا معاونت های دولت یا استانداران از اهل تسنن باشند. به نظر نگارنده هیچکدام از این دلایل قانع کننده نیستند. اکثریت قاطع مردم ایران خود را ایرانی و وفادار به مام میهن می دانند و همین اکثریت پیرو دین اسلام است، لذا شایسته است به یک اندازه در اداره کشور سهیم باشند و همچنانکه در زمان تهدید ، برای نمونه در زمان دفاع مقدس، همه با هم به دفاع پرداختند و خون پاکشان در کنار هم خاک سنگرها را گلگون می نمود ، در این زمان نیز در پست های مدیریت کشور در کنار هم باشند و همه خودی به حساب آیند.

واهی بودن ادعای دوم نیز کاملا هویدا است مگر ممکن است جمعیتی چندین میلیون نفری چند نفر شایسته برای پست های مدیریتی کلان کشور نداشته باشد؟ بهتر است این ادعا را نوعی خطای زبانی یا سهو به حساب آوریم و گرنه بعید است کسی چنین ادعایی را با یقین بنماید. در مورد استدلال سوم  باید گفت اکثریت مردم ایران مسلمان است و اختلاف مذهبی نباید موجب محرومیت بخش بزرگی از جامعه شود چون ممکن است پیامدهای نامطلوبی داشته باشد و زمینه را برای سوء استفاده مخالفان ایران فراهم نماید. در اینجا وضعیت مقداری پیچیده می شود چون تمام اطلاعات موجود و مسائل پشت پرده در اختیار ما قرار ندارد. اما این ادعایی است که طرفی که در قدرت می باشد از آن سود می برد چون می خواهد این تصور را تلقین نماید که او می خواهد به وعده ها و قول هایش عمل کند اما طرف مقابل (در اینجا اصولگرایان) نمی خواهند این اتفاق بیفتد، چون آنان نمی خواهند این تابو شکنی در یک دولت غیر اصولگرا اتفاق بیفتد!

از آن جائیکه کرد و اهل سنت به عنوان شهروندان ایرانی این مطالبه و خواسته را از حاکمیت دارند و نه از یک جناح خاص، این فرصت برای اصولگرایان نیز فراهم است بطور علنی از رئیس جمهور منتخب بخواهند که با استفاده از کرد و اهل سنت در پست وزارت یا معاونت های دولت مشکلی ندارند و توپ را به زمین رئیس جمهور منتخب بیندازند. از طرف دیگر رئیس جمهور نیز می تواند با معرفی افرادی شایسته از این قشر جامعه به مجلس شورای اسلامی برای کابینه حسن نیت خود را نشان دهد و اگر مخالفت هایی صورت گیرد رئیس جمهور می تواند  ادعا کند که او خواسته است به وعده هایش عمل کند اما با او مخالفت شده است.

آنچه که باعث شده است این انتظارات از حاکمیت بوجود آید این واقعیت است که در دولت های گذشته از افراد توانمند کرد و اهل سنت در پست های سیادی کشور از جمله در دولت و معاونت های آن و در استانداری ها و حتی مدیریت های کل استفاده نشده است و گرنه همه شهروندان ایران به یک اندازه در مدیریت کشور حق دارند و سهیم هستند و خود را به یک اندازه در پاسداری از این آب و خاک مسئول می شمارند. نباید شرایطی ایجاد شود که بخش عظیمی از جامعه احساس تبعیض نماید و تصور کند شهروند درجه اول به حساب نمی آید.

 

 

انتشار توسط 8 تم

نظر شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*