مطالب ویژه
خانه / مقالات / نگاهی به وضعیت نظام آموزشی به بهانه سال تحصیلی جدید ۹۶-۱۳۹۵

نگاهی به وضعیت نظام آموزشی به بهانه سال تحصیلی جدید ۹۶-۱۳۹۵

%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c

درخت تو گر بار دانش بگیرد       به زیر آوری چرخ نیلوفری را

آغاز سال تحصیلی جدید را بر رهپویان علم و دانش تبریک و تهنیت عرض می نمایم. به تمامی معلمان و استادان دلسوز و سخت کوش، به دانش آموزان و دانشجویان پر تلاش، به خانواده هایی که به خاطر فرزندانشان در طول سال تحصیلی یار و یاور مدرسه و دانشگاه خواهند بود، به مسئولین و کارکنان وزارت خانه های مربوط در تمام سطوح از مدرسه تا دانشگاه صمیمانه تبریک می گویم و آغاز فصل رویش و سرزندگی علمی را خدمت تک تک این عزیزان تهنیت عرض می نمایم. 

 آغاز درس و مشق در ماه مهر مملو از خاطرات فراموش نشدنی برای همه ما می باشد. اضطراب روزهای اول مدرسه، خاطره شیرین محبت ها و تشویق های معلمان دلسوز و مهربان، موفقیت های علمی و درسی ….همه و همه همیشه بخشی از حافظه بلند مدت ما خواهند بود.

نظام آموزشی هر کشور اساس و پایه فرهنگ، توسعه و تحولات آن در تمام زمینه ها خواهد بود. مسائل اجتماعی، علمی و فرهنگی هر جامعه بر اساس نقشه آموزشی آن طراحی، اجرا و بهره برداری خواهد شد. مدرسه و دانشگاه محل اجرای برنامه هایی هستند که توسط سیاست گذاران آموزشی در وزارت خانه های مربوط طراحی می گردند. موفقیت این نهادهای آموزشی در گرو صحیح بودن برنامه ها و نقشه راهی است که به آنها داده می شود، لذا می توان فرآیند تعلیم و تربیت را به سه مرحله برنامه ریزی، اجرا و بهره برداری تقسیم نمود که لازم است پیوستگی لازم میان آن ها موجود باشد تا نتیجه مطلوب حاصل گردد.

در سال های اخیر نظام آموزشی و برنامه های درسی در ایران بویژه در سطح مدارس مکررا دچار تغییرات گردیده است که فاصله زمانی لازم را برای توجیه آن ها نداشته است. چون یک طرح کلان باید کارایی خود را در مقیاس کوچک نشان داده باشد تا در سطح کلان اجرا شود و اگر چنین بوده باشد لزومی به تغییر آن در کوتاه مدت نخواهد بود. البته این موضوع نیاز به بحث و بررسی بیشتری دارد و شرح کامل آن در این مقال نمی گنجد! مدارس ما باید در یک فرایند دوازده ساله دانش آموزان را برای ورود به جامعه مهیا کنند و تنها هدف جوانی که دبیرستان را به پایان می برد نباید رفتن به دانشگاه باشد بلکه باید به گونه ای مهیا شده باشد که اگر وارد دانشگاه نشد بتواند براساس آموخته های خود به عنوان عضوی فعال در جامعه ایفای نقش نماید. تجربیات نگارنده به عنوان معلم در هر دو مقطع مدرسه و دانشگاه موید این مسئله است که متاسفانه نظام آموزشی ما در تحقق این هدف چندان موفق نبوده است. لازم است مسائل و مشکلات پیش روی مدارس و معلمین مورد بررسی دقیق قرار گیرد و با انجام پژوهش های میدانی و علمی راه حل آن ها پیدا شود. پس از ورود دانش آموزان به مراکز دانشگاهی، آنان به عنوان دانشجو به صورت تخصصی به ادامه تحصیل می پردازند و فرض بر این است با انتخاب رشته مورد علاقه خود و تحصیل آن در دانشگاه بتوانند نقش تخصصی خود را در جامعه ایفا نمایند که در این مورد نیز به دلایلی از جمله منطبق نبودن رشته دانشجو با علائق وی ( هر داوطلب کنکور مجاز به انتخاب یکصد رشته و محل رشته است که طبیعتا نمی تواند علاقمند به تمای رشته های منتخب خود باشد!) و نبود فرصت شغلی در رشته ای که دانش آموخته آن گردیده است نتوانسته ایم موفق عمل نمائیم.

گاه می شنویم و می خوانیم که وزارت خانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری مصرف گرا هستند به همین خاطر نمی توان از لحاظ بودجه و رفاهی مشکل آن ها را بطور کامل حل کرد که به نظر می رسد این استدلال درستی نباشد! در اینجا به وزارت بهداشت و آموزش پزشکی پرداخته نمی شود چون به زعم نگارنده شرایط آن متفاوت از شرایط دو وزارت خانه دیگر است!

براساس مطالب مطرح شده پیشنهادهایی ارائه می گردد که ممکن است در راستای حل مشکلات دو وزارت خانه مورد اشاره مفید واقع گردد:

  • در برنامه ریزی های آموزشی اهداف به سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تفکیک شود بطوریکه دانش آموخته هر سطح بتواند از آنچه که آموخته است در زندگی اجتماعی خود استفاده نماید و اگر مشکلی در سطوح پایین تر وجود داشته باشد بتوان در سطح بعدی آن را اصلاح کرد.
  • اگر بر اساس تحقیقات و نتایج آن ها تصمیم بر تغییر در برنامه و شیوه آموزش گرفته می شود این برنامه های جدید ابتدا در مقیاس کوچک مورد آزمایش قرار بگیرد تا مجبور نباشیم پس از اجرایی کردن آن ها در سطح ملی در کوتاه مدت آن ها را عوض کنیم!
  • از نظر بودجه و امکانات رفاهی توجه بیشتری به وزارت خانه های مربوط به تعلیم و تربیت در کشور بشود ، منطقی نیست گفته شود چون این وزارت خانه ها مصرف گرا هستند نمی توان مشکلات مالی آن ها را حل کرد! وزارت آموزش و پرورش مدت دوازده سال تلاش می کند تا کودکی را به جوانی برومند و با سواد تبدیل کند و این فرد اگر وارد دانشگاه شود از دو تا دوازده سال را بسته به مقطع تحصیلی در آن جا می گذراند تا تبدیل به یک متخصص شود، حال اگر این فرایند را با چرخه تولید مقایسه کنیم با هیچ معیاری نمی توان گفت این وزارت خانه ها مصرف گرا هستند و نقشی در تولید ندارند (باغبانی را درنظر بگیرید که ۲۴ سال را صرف پرورش درختان باغ خود کرده باشد!). محصول آنها علم و عالم هست و بسیار ارزشمند می باشد لذا پیشنهاد می شود برای کمک به این وزارت خانه ها از نظر مالی به ترتیب زیر عمل شود: براساس سازو کارهای الزام آور قانونی از طریق طرح یا لایحه مقرر گردد هر گاه فردی در یک سازمان، نهاد یا شرکت استخدام شود مبلغی به عنوان کمک به آموزش و پرورش یا وزارت علوم تحقیقات و فناوری  از سوی کارفرما در حقوق وی لحاظ گردد و به حساب این وزارت خانه ها واریز گردد. مثلا اگر فرد با دیپلم استخدام شده باشد این مبلغ به حساب آموزش و پرورش و اگر دارای مدرک دانشگاهی باشد به صورت مساوی مبلغ مورد نظر به حساب دو وزارت خانه واریز گردد.
  • چالش مربط به بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی را می توان با برنامه ریزی درست آموزشی حل کرد به این ترتیب که:

الف- برنامه آموزشی مدارس به گونه ای باشد که فردی که مدرسه را تمام کرده است دارای مهارت قابل قبولی برای ورود به جامعه باشد و لازم نباشد برای پیدا کردن شغل حتما وارد دانشگاه شود. برنامه های آموزش و پرورش نباید تنها هدفشان مهیا ساختن فرد برای رفتن به دانشگاه باشد بلکه این هدف باید مهیا ساختن فرد برای زندگی اجتماعی باشد،

ب- با اهمیت دادن به کار و تخصص در جامعه از اهمیت مدرک گرایی کاسته شود و کیفیت تحصیل و توجه به نیاز های کشور جایگزین مدرک گرایی بی کیفیت گردد. در این راستا ۵۰% دیپلمه ها با همان مدرک وارد بازار کار شوند و نیازی به رفتن به دانشگاه نباشد، از ۵۰% مابقی که وارد دانشگاه می شوند حدود ۴۰% با مدرک کارشناسی وارد بازار کار شوند و از ۱۰% بقیه که مدرک کارشناسی ارشد اخذ می کنند ۸% وارد بازار کار و اجتماع شوند و ۲% باقیمانده براساس علایق و نیاز جامعه تحصیلات خود را در مقطع دکتری ادامه دهند که در این صورت قطعا تحصیلات عالیه ارزشمندی خواهند داشت و مشکلات جامعه هم براساس تحقیقات آنان حل خواهد گردید. اگر این پیشنهاد عملی گردد از انباشت بازار کار توسط افرادی که مدارک عالی در دست دارند و احتمالا مهارت لازم را ندارند به شدت کاسته خواهد شد.

بطور خلاصه می توان گفت که امروزه عملکرد نظام آموزشی ما رضایت بخش نیست و چاره آن در برنامه ریزی دقیق آموزشی براساس نیازهای جامعه و اهداف قابل دست یابی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت در کنار توجه به وضعیت بودجه و رفاه  دست اندرکاران تعلیم و تربیت در وزارت خانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری می باشد. در این میان توجه به کیفیت آموزش و کاربردی بودن آن در صنعت و جامعه در مقابل مدرک گرایی بسیار مهم خواهد بود.

امید است با برنامه ریزی دقیق و علمی در کنار تلاش و دلسوزی تمامی کسانی که به نوعی با امر تعلیم و تربیت سروکار دارند در جهت پویاتر نمودن کشور عزیزمان گام های موثرتری برداریم و به قول شاعر : “دست به دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد

انتشار توسط 8 تم

نظر شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمت های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*